ضرب المثل های پرکاربرد و رایج ایرانی
به همراه معادل انگلیسی
Very Common and Useful Persian Proverbs
With English Equivalent
نابرده رنج گنج میسر نمی شود
No pain, no gain
نوش دارو پس از مرگ سهراب !
After death, the doctor
خواستن توانستن است
Where there is awill there is way
قلم در کف دشمن است
He isn't so black as he's painted
رو که نیست سنگ پای قزوین است
Beggar's bags are bottomless
به دشت آهوی ناگرفته مبخش
Catch the bear before you sell his skin
آرامش قبل از طوفان
After storm cames calms
پا توی یک کفش کردن
Harp on one string
آبشان تو یک جوی نمیرود
They will never go in double harness
میانه روی بهترین کارهاست
Neither extreme is good
پایت را به اندازه گلیمت دراز کن
Cut your coat according to your cloth
هرکه بامش بیش برفش بیشتر
A great ship must have deep water
در را قفل کن همسایه ات را دزد نکن
Better a lock than doubt
چیزی که نپرسند تو از پیش مگوی
Speak when you are spoken to
نظافت قسمتی از ایمان است
Cleanliness is next to godliness
ضرب المثل های پرکاربرد و رایج ایرانی
به همراه معادل انگلیسی
- Very Common and Useful Persian Proverbs
With English Equivalent
نو که اومد به بازار كهنه شده دل آزار
Out with the old, in with the new
هرکه ترسید مرد، هركه نترسید برد
Nothing venture, nothing have
ارزان خرى، انبان خرى
Dont buy everything that is cheap
آشپز كه دو تا شد آش یا شور میشه یا بی نمك
Too many cooks spoil the broth
انگار آسمون به زمین افتاده
It is not as if the sky is falling
اندكى جمال به از بسیارى مال
Beauty opens locked doors
آدم عجول كار را دوباره میكنه
Hasty work, Double work
آدم دانا به نشتر نزند مشت
A wise man avoids edged tools
آدم ترسو هزار بار مى میره
Cowards die Many times Before Their Death
كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
You want a thing done,do it yourself
آب رفته به جوى باز نمى گردد
What is done can not be undone
آب از سرش گذشته
It is all up with him
آب ریخته جمع شدنى نیست
Dont cry over the spilled milk
آب در كوزه و ما تشنه لبان میگردیم
We seek water in the sea
در بیابان لنگه کفش کهنه نعمت است
Something is better than nothing
There is no god but God
با سلام ![]()
پست امروز رو اختصاص دادم به نکاتی در مورد تدریس سر کلاس که البته به صورت خلاصه ست که امیدوارم بدرد بخوره
چند توصيه :
- تدریس خود را همیشه با یک سوال شروع کنید.
- هميشه از يك شيوه براي تدريس استفاده نكنيم زيرا مانند انساني كه هميشه بايك نوع غذا تغذيه مي شود دانش آموزان دچار سو تغذيه مي شوند.
- هيچ وقت به يك روش عادت نكنيم بدترين آفت براي معلمي عادت است.
- همه دانش آموزان را به يك ديد نبيينيم .
- هميشه مطالعه داشته باشيم.
- بهتر است هميشه self-observation داشته باشيم و رفتار خودمان را بررسي كنيم.
رفتار ما به چند بخش تقسيم مي شوند:
1- : The open – selfاين بخش از رفتار شامل رفتارهايي است كه هم ما از آن آگاهيم و هم ديگران .
2- The secret- self : بخشي از رفتار كه خود ما از آن آگاهي داريم اما ديگران آگاهي ندارند.
3- The blind- self: خطرناكترين قسمت رفتار يا ضعف ها آنهايي هستند كه ديگران مي دانند اما ما نمي دانيم .
4- The undiscovered - self : قسمتي از رفتار كه نه ما مي دانيم و نه ديگران مي دانند.
به عنوان يك معلم بهتر است اين سوال را از خود داشته باشيم:
Do I realy know what I think I know?
What is the best method for teaching?
بهترين روش وجود ندارد. در حال حاضر بحثpost method وجود دارد وبايد روشي را به كار برد كه دانش آموز را با درس درگير كند هر چه contact leaner با مطالب بيشتر باشد يادگيري بيشتري صورت مي گيرد و هر چه ارتباط معني دارتر باشد يادگيري بيشتر مي شود.
از اول تا آخر ساعت نبايد به يك شكل درس بدهيم. بايد variety داشته باشد.
چند فاز براي آموزش يك نكته وجود دارد:
1- Introduction 2- Practice 3-check / test
در مرحله اول learner با نكته expose مي شود. ممكن است معرفي و تمرين را با هم شروع كنيم.
بيشتر معلم ها در بخش introduction كار مي كنند در حالي كه بخش practice براي دانش آموزان خيلي لازم است.
استفاده از تخته سياه: بهترين ابزار تخته سياه است. مي توانيم براي آموزش بسياري از مطالب از تخته سياه و نقاشيهاي Iconic استفاده كنيم و از دانش آموزان بخواهيم تصاوير سمت راست و چپ را مقايسه كنند.
Happy sd angry
در كار تدريس سرعت هم مهم است. مثلا هر جا معلم ترجيح داد كه با ترجمه كار سريعتر پيش مي رود مي تواند از ترجمه استفاده كند و هيچ لزومي ندارد از راه طولاني استفاده كند.
بهتر است براي حروف كوچك و بزرگ يكسري كارت تهيه شود.همچنين براي اعداد هم مي توان كارتهايي راتهيه كردوكلمه هايي را كه داراي semantic field مشترك هستند را روي يك كارت بنويسيم تا دانش آموزان آنها را سريعتر ياد بگيرند.
|
Hot Cold warm |
|
Sad Sorry angry |
|
1:30 1:45 2:38 |
براي آموزش رنگها بهترين وسيله استفاده از مداد رنگي است.وقتي دانش آموزان رنگها را ياد گرفتند مي توان چارت حروف را كپي كرد و از دانش آموزان بخواهيم كه مثلا حرف I را رنگ blue بزنند و بعد كه همه حروف را رنگ كردند از آنها سوال كنيم .what letter is blue? كه به اين وسيله هم حروف تمرين مي شود و هم رنگها. يا مي توان چارت حروف را كپي كرد و از دانش آموزان بخواهيم در مدت زمان مشخصي هر چه حرف مثلا t هست پيدا كنند يا مي توان بين حروف بزرگ چند حرف كوچك را بنويسيم و از دانش آموزان بخواهيد كه آنها را پيدا كنند.
براي آموزش حروف الفبا بهتر است كارتهايي داشته باشيم كه هر صدا را با يك رنگ نوشته است و با نشان دادن آنها خواندن كلمات را تمرين كنيم. مثلا قرار بگذاريم هر وقت حرف e سياه نوشته شود يعني تلفظ نمي شود.
ساعت سوم:
تمرينهاي مكالمه سه دسته هستند:
1- Mechanical drills: some fixed drills ,meaning is not important.
2- Meaningful drills: learner should know the meaning but there is one answer.
3- Communicative drills: here meaning is important and there are many answers.
What is communication:
1- Information Gap: there is some thing that you know and I don’t know.
2- Purpose
3- Needs
هر موقعيتي كه داراي اين خصوصيات باشد يك real communication است.
تكنيك هاي آموزش مكالمه:
1- Information gap activities : با استفاده از كارت هايي كه از عكس هاي روز نامه تهيه شده از دانش آموزان بخواهيم كه حدس بزنند در اين تصوير چه وجود دارد؟ و در مورد آن سوال بپرسند و شما با yes يا no جواب بدهيد تا بالاخره دانش آموزان حدس بزنند.
2-Practice description : تصويري را نشان بدهيم و از بچه ها بخواهيم آنرا توصيف كنند.
3-Repitition : تصوير را دست يك دانش آموز بدهيم تا او با بچه ها تمرين كند.
4-Bingo : مثلا براي رنگها دو كارت داشته باشيم روي هر كدام مثلا سه رنگ نوشته شده است
|
green |
|
red |
|
|
blue |
|
هر كدام را دست يكي از دانش آموزان مي دهيم تا جلوي كلاس بايستند.دانش آموزان را به دو گروه تقسيم مي كنيم يكي با كارت اول و ديگري با دانش آموزي كه كارت دوم را دارد. سپس معلم يك رنگ را نشان مي دهد اگر اين رنگ در گروه اول وجود داشت آن گروه مي گويند bingo به همين ترتيب هر گروه كه زودتر خانه هاي خالي آنها پر شد برنده است.
5-Maps: با استفاده از نقشه جغرافيا و با استفاده از كلمه هايي مثل up-down-left-right از دانش آموزان مي خواهيم كه يك كشور را روي نقشه نشان دهند.
6-question / answer : مثلا روي يك كارت سه سوال بنويسيم و بدهيم دست يكي از دانش آموزان تا از بقيه بپرسد.
7- differences : مي توانيم دو تصوير روي دو كارت بكشيم كه با هم تفاوتهايي داشته باشند و آنها را A و B بناميم و سپس از دانش آموزان بخواهيم تفاوتهاي بين اين دو تصوير را نام ببرند بهتر است از تصاويري استفاده كنيم كه مشخص باشند.
8- 20- question game : بچه ها دو گروه مي شوند يك تصوير داريم و مثلا به بچه ها مي گوييم هر گروه مي توانند مثلا ده سوال بپرسند و فرض مي كنيم ده دقيقه وقت دارند گروه اول يك سوال مي پرسند اگر جواب آن No باشد گروه بعد سوال مي پرسد. به همين ترتيب هركدام زودتر به جواب رسيد برنده است.
9- story – telling
10- jokes
11- reading aloud : از بچه ها بخواهيم هركدام يك جمله را با expression بخوانند.
12- completing sentences: يك جمله ناقص را به دانش آموزان مي گوييم و از آنها مي خواهيم تا آنرا كامل كنند.
13- retelling
14- role play : دانش آموزان براي گفتن نقشها حس بگيرند و بگويند.![]()
نقش حافظه در یادگیری ومفهوم آن برای معلمان
یاد گیری به طور کل ویادگیری زبان خارجی به طور خاص ،با توانایی حافظه در نگهداری اطلاعات و بازیابی آن ها هنگام ضرورت ،رابطه نزدیکی دارد.
نظریات ورویکردهای متفاوتی درباره سازو کار حافظه وعملکرد آن وجود دارد که
"رویکرد پردازش اطلاعات " از مهمترین آن هاست .بر اساس این رویکرد ،اطلاعات ابتدا وارد حافظه حسی که بسیار کوتاه مدت است می شود ودر صورت جلب توجه ، از آنجا به حافظه کوتاه مدت می رود .در غیر این صورت ،از بین خواهد رفت .ظرفیت حافظه کوتاه مدت بسیار محدود است (2+5 )اما با استفاده از تکنیک هایی مانند تقطیع اطلاعات به واحدهای معنی دار بزرگ تر می توان ظرفیت آن را افزایش داد .تمرین وتکرار اطلاعات موجود در حافظه کوتاه مدت باعث تثبیت و ماندگاری طولانی تر آن ها وانتقال این اطلاعات به حافظه بلند مدت می شود .
حافظه بلند مدت ، خود به " حافظه معنایی " که اطلاعات سازمان یافته را ذخیره می کند و" حافظه نا منظم " که اطلاعات پراکنده و نا منظم را ذخیره می کند، تقسیم می شود . بازیابی اطلاعات از حافظه معنایی آسان تر از بازیابی اطلاعات از حافظه نا منظم است .
نکاتی که با توجه به این رویکرد می توانیم در نظر بگیریم تا در هنگام تدریس و تمرین های کلاسی ، به گونه ای عمل کنیم که موجبات یاد گیری بهتر وحفظ دقیق تر مطالب فراهم آید:
- اطلاعات در حافظه حسی ناپدید می شوند مگر اینکه توجه ما را به خود جلب کند و وارد حافظه کوتاه مد ت شود این نشان میدهد که معلم باید تلاش کنند که اول توجه دانش آموزان را به خود جلب کند .
- حافظه کوتاه مدت ظرفیت محدودی دارد . این واقعیت نشان میدهد که معلم باید مهمترین مطالب را خاطر نشان کند .اگر بعضی دانش آموزان در کلاس ما میتوانند فقط سه آیتم را در آن واحد پردازش کنند پس اطمینان حاصل کنیم که آن سه چیز مهمترین مطالب باشند .
- تقطیع یا استفاده از واحد های معنی دار می تواند ظرفیت حافظه کوتاه مدت را افزایش دهد .این واقعیت نشان میدهد معلم باید به دانش آموزان نشان بدهد که چگونه اطلاعات مربوط به هم را دسته بندی کنند .و خود اونیز باید اطلاعات را به صورت طبقه بندی شده ارائه بدهد.
- اطلاعات سازمان یافته که به شبکه های معنایی موجود در مغز ارتباط دارد آسان تر به خاطر آورده می شوند . این نشان میدهد که معلم باید آموخته های قبلی دانش آموزان را به ذهنشان بیاورد و باید درس های قبلی را ابتدا مرور کند .
- تمرین هایی که پردازش عمیق موضوعات معنی دار را شامل می شود باعث تقویت حافظه طولانی مدت می شود.این نشان می دهد که باید تکالیف معنی داری را برای دانش آموزان فراهم کرد .
- یکی از دلایل فراموشی ممکن است ضعیف شدن اثرات حافظه در طول زمان باشد .این نشان می دهد معلم باید اهمیت مرور درس های گذشته را به دانش آموزان گوشزد کنند .معلم باید هر چند وقت یکبار مطالب گذشته را از دانش آموان سوال کنند .
- تجربیات منفی و ناخوشایند بدرستی کد گذاری نمی شوند و بنابراین بزودی فراموش می شوند .این نشان میدهد که معلم باید سعی کند فضا را به گونه ای فراهم کند که دانش آموزان یادگیری را امری لذت بخش بدانند.
ترجمه بخشی ازمقاله دکتر احمد رضا اقتصادی
با سلام
احتمالا شما هم این روزها با تبلیغات مختلفی در مجلات و اینترنت برخورد کرده اید که ادعا می کنند زبان انگلیسی را به طور معجزه آسا و در مدتی کوتاه به شما آموزش می دهند. انگلیسی در خواب، آموزش با امواج آلفا، روش X، روش MGM-PLN و دهها اسم نا آشنا و جدید دیگر. ما در مورد این شیوهها ابراز نظر نمی کنیم چون هرگز آنها را تجربه نکرده ایم اما اگر نگاهی به این نوع تبلیغات بیندازید می بینید که اساس همه آنها استفاده تبلیغاتی از تمایل افراد برای یادگیری سریع و بی دردسر زبان است. مسلما همه مشغلههای درسی و کاری زیادی دارند و یا خود را برای آزمونی آماده می کنند که وقت چندانی تا آن باقی نمانده است. در این هنگام همه می خواهند به بهترین و سریعترین روش به یادگیری زبان بپردازند، اما برخی متاسفانه به این واقعیت توجه نمی کنند که اگر این روشهای معجزه آسا واقعیت داشت، الان می بایست در بسیاری از کالجها و مدارس دنیا که هر روز به دنبال شیوههای مدرن تر هستند به طور گسترده از این روشها استفاده می شد و حال آنکه شیوههای سنتی آموزش همچنان به قوت خود باقی هستند و شما هیچ خبری از موفقیت این شیوهها در اخبار و تحقیقات پژوهشی نمی بینید.
اما واقعیت چیست؟ آیا همه این شیوهها کذب محض است؟
واقعیت این است که روشهایی برای یادگیری بهتر وجود دارند، روانشناسان با پژوهش های چندین ساله به این واقعیت رسیده اند که چگونگی فرآیند یادگیری از خود فرآیند یادگیری مهم تر است و از این رو باید به روش آموزشی که انتخاب می کنیم توجه ویژه ای داشته باشیم. آنها همچنین به این اصل رسیده اند که مغز انسان تنها با تصاویر کار می کند، به عبارت دیگر هر چیزی که شما می شنوید، می بیند و یا می خوانید یا احساس می کنید برای پردازش در مغز ابتدا به صورت تصاویر ذهنی در می آیند و بعد مغز آن را درک می کند. برای درک بهتر این موضوع به واژه "درخت" توجه کنید. مغز شما بلافاصله بعد از برخورد با این واژه تصویر یک درخت را در ذهن شما بازسازی می کند، حالا سعی کنید در حالی که به واژه درخت توجه می کنید این تصویر را از ذهن خود خارج کنید، غیر ممکن است که بتوانید چنین کاری کنید و بفهمید درخت چیست و تصویر آن را در ذهن تجسم نکنید. حال به واژه "فلخکولوبیس" توجه کنید، این واژه حتما برای شما بی معنی است، تنها به این دلیل که مغز شما نمی تواند تصویر آن را تجسم کند و حال چنانچه پیوندی در مغز شما بین این واژه و یک تصویر وجود داشته باشد، به راحتی آنرا درک می کنید.
یادگیری یک زبان خارجی هم دقیقا فرآیندی مشابه است. بگذارید یک مثال واقعی بزنیم. شما مشغول مطالعه زبان انگلیسی هستید که ناگهان با لغت جدید “peacock” مواجه می شوید. در ابتدا این لغت کاملا برای شما نامفهوم و بی معنی است تا اینکه با مراجعه به فرهنگ لغت متوجه شوید معنی این لغت "طاووس" است. در این لحظه اتصال ذهنی بین لغت peacock و تصویر طاووس در ذهن شما شکل می گیرد، و البته با تکرار می توانید این پیوند را قوی تر و ماندگارتر کنید. حال اگر بخواهید در همان لحظه یک پیوند قوی بین این دو ایجاد کنید چه می کنید؟ در اینجاست که باید علاوه بر تکرار از تکنیک های کمکی استفاده کنید که به ایجاد هر چه بهتر این تصویر ذهنی کمک می کنند. گفتیم که مغز انسان با تصاویر کار می کند، پس هر چه تصویر ورودی به مغز واضح تر و شفاف تر باشد، به شکل بهتری در مغز ذخیره می شود. حال اگر لغت peacock را بشکافیم می بینیم که این لغت خود از دو لغت pea به معنی نخود سبز و cock به معنی خروs تشکیل شده است. حال می توانیم تصویری در ذهن خود مجسم کنیم که یک طاووس بسیار بزرگ مشغول خوردن نخود سبز است، البته این طاووس به جای دم زیبای خود یک دم خروس دارد. فقط کافی است تا یک لحظه این تصویر را به طور واضح در ذهن خود مجسم کنید تا دیگر به سختی بتوانید آن را فراموش کنید. حال هر وقت کسی از شما بپرسد که طاووس به انگلیسی چه می شود بلافاصله آن تصویر عجیب طاووس با دم خروس در حال خوردن نخودسبز در ذهن شما مجسم می شود و بعد از چند لحظه واژه peacock را به خاطر می آورید.
روشهایی وجود دارند که به وسیله آنها می توانید همه لغات، اعداد و حتی مفاهیم غیر شهودی(مانند دیدن، گرفتن، دوست داشتن و ...) را به صورت تصویر واضح در ذهن خود در بیاورید، به این روشها در اصطلاح "نمونیک" گفته می شود. طبق تعاریف "نمونیک (Mnemonics) عبارتست از تکنیک هایی برای به خاطر سپاری که تنها به تکرار مطالب اکتفا نمی کند. بلکه با ایجاد رابطه بین مفاهیم تازه و اطلاعات قبلی موجود در مغز که به راحتی یادآوری می شوند(تصاویر، ریتم، آهنگ و ...)، در به خاطرسپاری و یادآوری مطالب کمک می کند."
یکی از بهترین جاهایی که می توان از نمونیک استفاده کرد در فرآیند یادگیری یک زبان خارجی است. با این روش به سرعت و با حداقل تکرار می توان دایره لغات خود را تا حد چشمگیری افزایش داد، فراموش نکنید که همه کسانی که دارای حافظه خارق العاده هستند و یا توانایی صحبت کردن به چندین زبان مختلف را دارند به نوعی(شاید هم ندانسته) از این تکنیک ها بهره می برند و بدون استفاده از این تکنیک ها شاید حافظه آنها از افراد عادی هم ضعیف تر باشد. در مورد این تکنیکها در آینده به طور مفصل توضیح خواهیم داد. اما در پایان این نوشته خاطر نشان می کنیم که مبحث نمونیک بسیار گسترده بوده و همچنین اصلی ترین ابزار کمکی حافظه است. پس بهتر است از این به بعد روش اعجاب انگیز یادگیری زبان انگلیسی را به نام نمونیک بشناسیم.
دامنه لغات وکلمه سازی
IN the name of God
هر کسی که میخواهد انگلیسی یاد بگیرد، میداند که دامنهی لغات زبان چقدر دنیای پهناور و وسیعی دارد. هر قدر هم که دستور زبان بلد باشید، تا وقتی که معنی کلمات را ندانید، تقریباً از متن چیزی دستگیرتان نمیشود؛ اما نکتهی مهم این است که علیرغم تعداد بسیار زیاد لغات، راههایی وجود دارد که میشود حجم دامنهی لغات توی ذهن را یکدفعه چند برابر افزایش داد؛ اما چگونه؟
یکی از متداولترین شیوههای ساخت واژه در زبان انگلیسی Derivation است که با افزودن پسوند، پیشوند یا میانوند به واژهها واژه جدید میسازند.
"mis" از جمله پیشوندهایی است که کاربرد فراوانی دارد و معنیاش "بد" است. بنابراین هر کلمهای که با "mis" شروع میشود یعنی این که اسم یا فعل بعد از آن دارای خصوصیت منفی،اشتباه یا بد است.
به مثالهای زیر توجه کنید.
misbelief:
Belief یعنی عقیده و نظر، پس misbelief، میشود نظراشتباه.
[People thought the earth was flat until Colombus corrected that misbeleif.]
misfire:
تیر به هدف نزدن، خطا در تیراندازی
[The bear escaped when the hunter's rifle misfired.]
mishap:
hap مخفف happening یعنی اتفاق و رخداد. mishap یعنی بدشانسی، یا اتفاق بد و ناگوار.
[Right after the collision, each driver blamed each other for the mishap.]
mislay:
lay یعنی گذاشتن و قراردادن. mislay یعنی گم کردن، گذاشتن چیزی در جایی که فراموش کردهایم.
[Yesterday, I mislaid my biology book, and it took me about a half an hour to find it.]
mislead:
یعنی آدم را به اشتباه انداختن، چون lead یعنی هدایت و رهبری کردن.
[Some traffic signs are so confusing that they mislead the traveler.]
misstep:
گام اشتباه
[Quitting school is a misstep that you may regret for the rest of your lift.]
تلفظ ها
God is kind
سلام
تو این پست چند نکته مهم تلفظی رو خدمتتون عرض میکنم که با توجه کردن به آنها میتوانید Listening و Speaking خودتون رو تا حد ممکن به Native Speakers نزدیک کنید. با یادگیری این تکنیکها و به کار بردن آنها قادر خواهید بود حدود70٪ Listening خود را تقویت کنید.
1- هر گاه واژهای که با یک حرف بیصدا(Consonant) ختم میشود،قبل از یک کلمه قرار بگیرد که با یک حرف صدادار (Vowel) شروع میشود؛صداها با هم پیوند میخورند و یک آوای نیم صوتی (Semivowel) ایجاد میشود.
حالا با ذکر چند مثال خواهید دید که چقدر این قواعد ساده و در عین حال مهم هستند.
Consonant+ Vowel
My name is … [ my nay miz]
Hold on [ hol don]
Tell him I miss him [ tellim I missim]
توجه داشته باشید که کلمات داخل کمانک شکل تلفظی کلمات هستند.
2- اگر کلمهای با یک حرف بیصدا ختم و بلافاصله کلمه بعد نیز با یک حرف بیصدای دیگر شروع شود ، دو کلمه به هم متصل میشوند،ولی ادغام نمیشوند.
consonant + consonant
Hard times [hardtimes
The time [ thetime]
3- اگر کلمهی اول با یک آوای صدادار ختم شود و کلمهی دوم نیز با یک آوای صدادار شروع شود ،آواها در حین به وجود آمدن یکglide ، به هم پیوند میخورند.
یک glide یک صدای خفیف [y] یا [w] است.
Go away [Go(w)away]
she isn't. [she(y)isn't]
who is ? [who(w)is]
4- کاربردیترین قاعده، قاعدهی ادغام صداهای T, D, S) یا (Z با Y است:
هرگاه کلمهای با یکی از صداهای داخل کمانک ختم شود و کلمهی بعدی با صدایY آغاز شود، هر دو صدا با هم ادغام شده و صدایی جدید تولید میشود.
1( T + Y= CH
Don't you like it? [don’t chew lye kit
Let you … [le chew] & [letcha]
2) D+ Y= J
Did you...? [didjè]
Congratulations! [k'ngraej'lationz]
3) S+ Y= SH
Yes, you are. [yeshu are]
Bless you! [blesshue]
4) Z+ Y= ZH
How was your trip? [haewâzhier trip]
Visual [vi.zhyè(w)èl]
5- حرف Tدر وسط كلمه به صورت [d] تلفظ میشود، مگر اینکه Stress رویT باشد و یا T حرف اول كلمه باشد تا [t] تلفظ شود.
1) T in the middle of a word -----à [D]
2) T in the beginning of a word --à [t]
3) Stress on T in a word ----------à [t]
حالت اول:
Betty bought a bit of better butter. [Beddy…badè…bidè…bedder…budder]
حالت دوم:
Trust [~]
حالت سوم:
Contrast [~]
البته باید روی این نکات آنقدر کار کنید که Internalize شود و به طور خودکار این قواعد را رعایت کنید.
معرفی کتاب
Don't forget to remember God
با سلام
پست امروز رو اختصاص به معرفی یک مجموعه کتاب دادم به نام قصه های تامی که در شش جلده و ویژه دوره راهنماییه وبرای کارتحقیق زبان طراحی شده .مجموعه قصه های تامی درباره پسر بچه ای است که با یافتن یک کنترل از راه دور که آن را کلیکر می نامد به طور اتفاقی بافشردن دکمه کلیکر با یک روبات به نام RK-5 آشنا می شود.
RK-5 توانایی آن را دارد که با یک چشم به همزدن تامی و دوستانش را به مکان ها وزمان های دور ببرد.
در مقدمه این کتابها مطالب مفیدی وجود دارد که برایتان ذکر می کنم .
در سالهای اخیر با توجه به تغییر نگرش عموم آموزش زبان از حالت صرفا حفظ کردن کلمات جملات ونکات گرامری به ایجاد انگیزه وخود کاری در شاگردان معلمین را بر آن داشت تا در جستجوی راه های متفاوتی برای آموزش زبان باشند. آموزش زبان همانند هر فعالیتی می بایست با توجه به خواسته های درونی شاگردان در نظر گرفته شود و گنجاندن صرفا کلمات وجملات ظاهرا مفید که شاگردان وظیفه داشته باشند آنها را با اجبار کلاس برای کسب نمره یاد بگیرند نمی تواند ضامن یادگیری موثر و مفید باشد.
سوال یک : هدف از تدوین این کتابها چیست؟
پاسخ: با توجه به مطرح شدن موضوع تحقیق زبان در مدارس و آموزشگاهها هدف ما تهیه و تدوین منابعی جهت دار برای کار در خارج از آموزشگاه می باشد.
سوال دو: سطح علمی کتابها در چه حد می باشد؟
پاسخ: طبیعی است که سطح کتابها کمی فراتر از برنامه معمول کتب درسی می باشد.واژگان وگرامر کتابها در واقع طوری به کار گرفته شده اند که شاگردان با مجهولاتی روبرو شوند و خود به یافتن پاسخ این مجهولات بپردازند.مثلا در جلد یک افعال زمان حال ساده به کار برده شده است ، در صورتی که شاگردان در سطح مقدماتی با این مفهوم آشنایی ندارند. اما با مطالعه این کتاب بدون اینکه معلم به آنها آموزشی داده باشد با این مقوله آشنایی ندارند. اما با مطالعه این کتاب بدون اینکه معلم به آنها آموزشی داده باشد با این مقوله آشنا می شوند و در آینده بدون صرف زحمت زیاد اینمفهوم را درک می کنند.
سوال سه : آیا کتاب ها باید در کلاس تدریس شوند؟
پاسخ : در صورتی که کتاب ها به عنوان مطلب تحقیقی در نظر گرفته شوند ، پاسخ منفی است.شاگردان با کمک فرهنگ لغت آخر کتاب مشکلات خود را حل می کنند.هدف از این کار فقط جنبه تحقیقی آن می باشد حتی بعضی از معانی و ساختارها را نفهمند مسئله ای نیست زیرا آنان در آینده و در سطوح بالاتر با این مفاهیم آشنا می شوند با این تفاوت که این بار پاسخ سوالی را که قبلا با آن برخورد کرده اند خودپیدا می کنند. برای درک بیشتر موضوع مثالی می زنیم. اگر گرسنه نباشیم آیا تمایلی به خوردن غذا نشان می دهیم؟ اگر تشنه نباشیم به دنبال نوشیدنی می گردیم ؟ پس چگونه از شاگردانمان می خواهیم بدون داشتن عطش یادگیری چیزی را بیاموزند؟ مانند این است که غذایی را به اجبار و زور یه یک فرد سیر بخورانیم.
سوال چهار: اصولا هدف از تحقیق چیست؟ آیا یادگیری مستقیم یکی از اهداف کار می باشد؟
پاسخ: هدف از تحقیق یافتن مرزهای نوین و آشنا شدن با افق های جدید برای حل مشکلاتمان می باشد. با توجه به اینکه شاگردانمان عادت کرده اند فقط درسی را که معلم در کلاس هایی که گاهی از اوقات به نظر شاگردان کسل کننده و تحمیلی می باشد از خوف نمره و امتحان بیاموزند، متاسفانه در زندگی آینده خود هم برای حل مشکلاتشان تمایل چندانی به جستجو گری و پژوهش ندارند و به همین سبب این امکانوجود دارد که به طور صوری در درس موفق نباشند.بنابراین در این کتاب ها همان جستجوگری مد نظر است و شاگردان قرار نیست لغت ، جمله و نکته گرامری را حفظ کنند. و صرفا همان کاوش و حرکتی را که برای حل مشکلات خود در فهم مطالب می کنند اهمیت دارد.
سوال پنج: چه فعالیتهایی را برای امر تحقیق با استفاده از کتاب پیشنهاد می کنید؟
پاسخ: در این مورد خلاقیت و بینش اساتید محترم بر هر امری مقدم است اما به عنوان اینکه پیشنهادی کرده باشیم موارد زیر را که حاصل تجربیات اساتید فن و معلمین موفق است تقدیم میکنیم:
1- صرف خواندن و پیدا کردن معنی لغات و فهمیدن جملات و پاراگراف های هر بخش فعالیتی تحقیقی و خلاق می باشد، زیرا شاگردان این کار را بدون کمک معلم و مدرسه انجام داده اند.پس در مرحله اول ازآنها می خواهیم که کتاب را بخوانند.اما ممکن است متوجه معنی برخی از جملات نشوتد. به آنها بگویید این موضوع اصلا مهمنیست. مهم این است که به طور کلی خط داستان را متوجه شوند.آنها قرار نیست مطالب خوانده شده را امتحان دهند و یا نمره ای بگیرند ، بلکه مطلب را برای لذت شخصی می خوانند.
2- به سوالات آخر هر بند یا کتاب به طور خلاصه و با یک یا دو کلمه پاسخ دهند و پاسخ کامل ملاک نیست. پاسخ ها حتما نباید درست باشند و یا مطابق متن باشند. این پاسخ ها شفاهی بوده و در خارج ازکلاس شاگردان می توانند به صورت دونفری با هم سوال و جواب کنند.
3- برای هر تصویر جمله ای بگویند.این جملات حتما نباید عین جملات کتاب باشد.
4- با استفاده ازجملاتی که برای هر عکس گفته اند، خلاصه ای تهیه کنند. این خلاصه می تواند کتبی یا شفاهی باشد.
5- ازشاگردان خواسته شود برای عکس یک مکلمه بسازند.ممکن است کار آنها از نظر گرامری اشکال داشته باشد.اهمیتی ندهید نگذارید تجربه آنها با ترس و دلهره توام باشد.
6- به آنها بگویید افعال، ضمائر، اسمها و صفات کتاب را به صورت لیستی بنویسند.
7- با توجه به اینکه در هر جلد راهنمای فونتیک آمده است، به آنها بگویید برای چند صدا مثال هایی را از کتاب پیدا کنند.
8- چند جمله درباره تجربیات شخصی خود با استفاده از متن داستان بگویند یا بنویسند.
9- بعد ازاتمام داستان با استفاده از جملات خودشان ادامه داستان را حدس بزنند.
10- تصاویر کتاب را رسم کنند، و یا برای واژگانی که تعیین کرده اید تصویر تهیه کنند. برای تشویق آنها تصاویر جالب و زیبا را بر دیوار کلاس بچسبانید.
اینها فقط نمونه های پیشنهادی برای تحقیق شفاهی و کتبی درس زبان می باشد و مدرسین محترم مطابق با ذوق و سلیقه شخصی، توانائی کلاس و وقت خود می توانند بعضی از این موارد و یا طرح های مورد نظرشان را ارائه دهند.
در پایان اینکه اگر بخواهیم شاگردان به درس ما علاقمند شوند، آنها باید در درجه نخست به خود ما علاقه داشته باشیم و در واقع عاشق کارمان باشیم.
در نهایت با این روش می خواهیم به شاگردانمان ثابت کنیم که یادگیری صرفا آن چیزی نیست که در کلاس ها می گذرد. یادگیری باید با آزادی نسبی توام باشد.یادگیری حفظ کردن پاسخ های از قبل تعیین شده نیست.یک سوال می تواند بیش از یک پاسخ داشته باشد. و در پاسخ به سوالاتمان شاگردان را زیاد محدود نکنیم. یادگیری می تواند با سرگرمی و لذت توام باشد. یادگیری برای نیل به زندگی بهتر است و در واقع همان زندگی است.به قول آن فیلسوف انگلیسی : (سعی کنیم که کارمان تفریح و تفریحمان کار باشد.)
با آرزوی سلامتی و موفقیت بیشتر برای مدرسین دلسوز و توانمند زبان کشورمان.
اشتباهات رایج
God is greater
unnecessary prepositions
با سلام
پست امروز رو هم به حروف اضافه غیر لازم در زبان انگلیسی که جز اشتباهات رایج هستند اختصاص دادم.
نظر یادتون نره.
1- Answer (=reply to).
Don’t say : Please answer to my question.
Say: Please answer my question.
Note: The noun answer takes to: His answer to my question was wrong.
2- Approach (=come near to).
Don’t say :Don’t approach to that house.
Say: Don’t approach that house.
3- Ask (=put a question to ).
Don’t say : I asked to the teacher about it.
Say : I asked the teacher about it.
4- Attack (=go and fight against).
Don’t say : They attacked against the enemy.
Say : They attacked the enemy.
Note: We say, to make an attack on : They made an attack on the enemy.
5- Comprise (=consist of).
Don’t say : The book comprises of five chapters.
Say : The book comprises five chapters.
Or : The book is comprised of five chapters.
6- Enter (=go into).
Don’t say : We entered into the classroom.
Say: We entered the classroom.
Note: We enter into a conversation, a debate, or a discussion.
7- Finish (=come to the end).
Don’t say : I’ve finished from my work.
Say : I’ve finished my work.
8- Tell (=say to )
Don’t say : I told to him to come at once.
Say : I told him to come at once.
9- Behind (=at the back of ).
Don’t say: Edward hid behind of a large tree.
Say : Edward hid behind a large tree.
10- Inside (=in the interior of ).
Don’t say : The boys went inside of the room.
Say : The boy went inside the room.









.jpg)